الشيخ رسول جعفريان

964

رسائل حجابيه (فارسى)

الله » و يا در باب ولايت على بن ابى طالب ؛ بنابر اختلاف روايتين به دو طريق كه در هر دو طريق ، معصوم آن را به آباء كرام و اجداد عظامش نسبت داده ، نقل فرموده و در واقع مضمون حديث از لحاظ و نظر كيميا اثر نه نفر از برگزيدگان و سر گل كلّ بشر تا به پيغمبر و خداى اكبر گذشته و خود اين امر دليل تامّ براى قطعى بودن و استحكام مضمون حديث خواهد بود ، من دون ريب و لا شبهة و لا كلام . و نيز خوب است كه اين نكته هم ناگفته نماند . و سرّ تعبير از چنين حديثى به سلسلة الذهب شايد در نظر گرفتن مضمون آن حديث معتبرى است كه مرحوم فيض در علم اليقين خود بيان فرموده كه : « النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة » « 1 » مردم به‌طور كلى در مثل ، مانند معادن و كانون‌هاى طلا و نقره مىباشند ؛ و خود بديهى و واضح است ، حتى در نزد دشمنان كه آل محمّد و خانواده وحى و رسالت در بين خلق به منزلهء طلاى خالص بودند نسبت به غيرشان ؛ يعنى ذىقيمت و بها بودند نزد خلقى كه شناختند ايشان را و نزد خالقى هم كه ايشان را خلق فرموده ، و خود مىداند چه انوارى و جواهراتى ايجاد نموده ؛ حضرت سيد الشهداء سلام الله عليه در مقابل دشمنانش به صداى بلند فرمود : ذهب فى ذهب فى ذهب * و لجين فى لجين فى لجين بنابراين روشن و واضح خواهد بود نزد هر عاقلى ، هرگاه سخن و كلامى نسبت داده شده به چندين نفر از اين قبيل برجستگان بشر و نفوس قدسيه‌اى كه خود فرمودند : « نحن أهل بيت لا يقاس بنا أحد » « 2 » و از نظر اين‌گونه ذوات مقدّسه گذشته باشد ، و بالاخره نسبت داده شود به رسول مختار و فرشتگان عالم انوار تا آن‌كه برسانند به اقيانوس لايتناهاى علم حضرت پروردگار ، چنين حديثى ناچار قابل اعتراف و اقرار و سزاوار حفظ و نقل و اخبار و انتشار خواهد بود ؛ به خلاف آن كلام و يا اخبارى كه هر كافر و يا فاسد ؛ و يا علم و كمالى كه از طرف هر فاجر و معاند و مخالف و يا منافق و غير مؤالفى به دست آيد ، و يا به گوش آشنا شود ، و يا اگر شيعه و موافق هم باشد ، فاسق و لاابالى و در ياوه‌بافى و هرزه‌گويى و هرزه‌سرايى مجدّ و مصرّ خود را معرفى نموده ؛ و يا اگر هم عادل شد ، جاهل و يا غير عاقل باشد ؛ زيرا خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : « فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ » ؛ « 3 » و معناى آيهء شريفه به ضميمهء تفسيرى كه از حضرت باقر العلوم صلوات الله عليه در بيان آيه مروى است كه راوى عرض مىكند : ما طعامه ؟ قال : علمه الّذى يأخذه عمّن يأخذه ؛ « 4 » و حاصلش آن است كه

--> ( 1 ) . كافى ، ج 8 ، ص 177 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 380 ( 2 ) . كشف الغمة ، ج 1 ، ص 30 ؛ بحار الانوار ، ج 35 ، ص 347 ( 3 ) . عبس ، 24 ( 4 ) . كافى ، ج 1 ، ص 49 ؛ وسائل ، ج 27 ، ص 65